|
من به فرشته ای کوچک دل بسته ام !
|
|
یه فرشته که با گریه هاش نوشته همه ی فرشته های گمشده پیدا بشن دنیا بهشته !
|
خیلی سخته وقتی میخوای کاری رو شروع کنی ندونی که یه روزی...یه ساعتی...یه لحظه ای
فکر آخرش رو نکنی و از همون اول از سادگــیت حرف بزنی...از قلب پاکت که عاشق یکی
دیگه شده...یکی که با تمام وجود دوســش داری و تموم خصوصیّاتش رو تو یه مطلب خلاصه
کنی...
عاشق کسی شدم که...(آرشیو،اردیبهشت۸۵)
تا چند لحظه...تاچند ساعت وتا چند ماه بعدش حتّی فکرجدائی از اون واسه ت غیر قابل تحمّل
باشه...
من،پری کوچک غمگینی را می شناسم...(آرشیو تیر۸۵)
آره!یادم میاد من کسی رومیشناختم که عاشقم بود...کسی که واسه مُردن من غصّه دارمـی شد!
می دونی؟اگه یه اتاقی باشه گرم گرم...(آرشیو مرداد۸۵)
نه!نه!نه!
من نمیخوام خاطراتمو مرور کنم...نمیخوام عشقم به تو رو تو بوق وکرنا کنم...نمیخوام بــگـــم
یادش بخیر زمانی که این ویزبل بودن تو منو غمگین می کرد...
فقط میخوام بگم دیگه نایی واسه قلبم نمونده...میخوام بگم اگه نیای عمر من و - من
وآتوسا-با هم تموم میشه.
فقط همین...!
+ نوشته شده در شنبه 11 شهریور1385ساعت توسط وحید |